X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 3 تیر 1393 در ساعت 14:07 ~ چاپ مطلب
نویسنده : شمسی خانم
عنوان :

بالاخره دنیا کوچیکه یا بزرگ؟!

دیروز برای کاری رفته بودم بلوار کشاورز. وقتی از خیابون امیرآباد داشتم میومدم یاد روزهایی افتادم که محل کارم خیابون فاطمی بود. از جلوی ایستگاه اتوبوس‌های یوسف آباد که رد شدم خاطراتی رو به یاد آوردم که طعمی گَس داشت. روزهایی که شمسی خانم جوون بود و جویای نام و مثل همه با آرزوهای بزرگ. نمی‌دونم اون روزها چه انگیزه و انرژی داشتم که فکر میکردم همه چی رو میشه تغییر داد. ساختمون‌های قدیمی کوبیده شده بودن و برج‌های زشت و بی‌قواره تجاری جاشون رو گرفته بود. مثل آرزوهای نسل من که سرکوب شدن و به سرزمین ناکجا آباد رفتن. میدون انقلاب و خیابون‌های اطرافش بخاطر دانشگاه و کتاب‌فروشی‌ها همیشه بوی زندگی میده. اون وقتا که میدون انقلاب مسیر همیشگیم بود اونقدر از شلوغی و کثیفیش دلخور بودم که می‌گفتم یعنی میشه یه زمانی دیگه مجبور نباشم که هر روز از اینجا رفت و آمد کنم؟ حالا گاهی اوقات باید برنامه‌ریزی کنم تا یه دو ساعت برم میدون انقلاب! خلاصه با خاطره‌های ریز و درشت دست به یقه بودم که رسیدم ایستگاه مترو. همکاری رو که 17 سال بود ازش خبری نداشتم دیدم. اون وقتا مثل الان نبود که صغیر و کبیر یه خط تلفن داشته باشن و ما هم تو پیچ و خم روزگار همدیگر رو گم کرده بودیم. از چند نفری که اون موقع با هم همکار بودیم سراغ گرفتم و ... . خلاصه که دیروز روز خاطر‌ه‌ها بود.



نظرات (5)
زمان ثبت : یکشنبه 15 تیر 1393 ساعت 14:33 [لینک نظر]
نویسنده : گلدونه
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
من هنوزم خوشحالم که مسیرم به خ انقلاب و بلوار کشاورز و .. اونجاها نمی خوره
اونجاها برام یاداور روزهای دلشوره و اضطراب و تنهایی و تهوع هست
پاسخ:
به هر حال که این خیابون برای همه خاطره داره ولی فک کنم کمتر کسی خاطره خوب و عالی از این خیابون و بلوار داشته باشه!
زمان ثبت : شنبه 14 تیر 1393 ساعت 21:10 [لینک نظر]
نویسنده : دل آرام
امتیاز : 0 0
خاطره بازی بسه. یکم داستان بنویس برامون
پاسخ:
حالا بذار یه ترم برم کلاس بعد
زمان ثبت : پنج‌شنبه 12 تیر 1393 ساعت 12:43 [لینک نظر]
نویسنده : مجید
وب/وبلاگ : http://charoo.blogfa.com
امتیاز : 0 0
درود .
و اما این میدان انقلاب ... نوستالژی نسل ما ! حالا چه تهرانی باشی و چه هر جای دیگری ...
خاطره نویسی اما خوب است !
بدرود .
پاسخ:
درود بر شما آقای مهندس
اصلا هر چی می کشیم از این انقلابه
زمان ثبت : چهارشنبه 4 تیر 1393 ساعت 10:33 [لینک نظر]
نویسنده : صدف
وب/وبلاگ : http://sadafmkh.blogfa/com
امتیاز : 0 0
دیدن ی نفر بعد 17 سال خیلی جالبه چون کلی حرف برا گفتن داره و کگلی تغییر تو زندگیش رخ داده
پاسخ:
از نظر ظاهری که خیلی تغییر نکرده بود! اما قرار شد سر فرصت قرار بذاریم و سرگذشتمون رو مرور کنیم
زمان ثبت : سه‌شنبه 3 تیر 1393 ساعت 19:04 [لینک نظر]
نویسنده : سمیرا
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
سلام خانوم . چه خوب که همکارتون را بعد از 17 سال دیدید و خاطره بازی کردید، حس قشنگیه ، هیچ چیز توی این دنیایی که بالاخره معلوم نیست کوچیکه یا بزرگ ، اتفاقی نیست ، من اینو از ته دل باور دارم .
پاسخ:
سلام از بنده
به به خوش اومدید.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.